قرمه سبزی!
یادمه از قدیم الایام!! دست پخت مامانم تو دوست و فامیل و در و همسایه معروف بود. خداییش هم تا حالا خوشمزه تر از غذاهای مادرم نخوردم.
یادمه قبلنا هرماه یه مهمونی بزرگ میدادیم و همه عمه ها و عمو و بچه هاشون با خونواده میومدن. موقع اوردن غذا همه کمک میدادن و بیشتر اوقات یکی از خانومای فامیل رو میدیدم که زل زده بود به خورشت سبزی و چشم ازش برنمیداشت. روغن سبز تیره ای رو که روی خورشت رو گرفته بود و نشونه جا افتادن کاملش بود رو با ملاقه برمیداشت و دوباره میریخت و با دهن باز نیگاش میکرد.
فکر میکردم تو عمرم هیچ وقت نتونم خورشت سبزی درست کنم اما امشب خونه تنها بودم و دست به کار شدم.
هرچند خیلی طول کشید و الان هم که ساعت ۱:۳۰ صبحه من هنوز غذا نخوردم اما به نظر خودم عالی شده.
شاید اگر حوصله داشتم آشپز خوبی میشدم اما امتحان خوبی بود. ما که یه عمر به جای ماهی خریدن ماهیگیری رو یاد نگرفتیم! اما امتحان این غذای مشکل واقعا برام مثل یه آزمون بود. و ازش سربلند بیرون اومدم!
عکسش رو هم اول پست انداختم. البته تو اون عکس هنوز جا نیفتاده اما کم کم داره درست میشه. فکر کنم جا که افتاد من سیر شده باشم!



