بخشش!

نوشته شده در موضوع عمومي در ۱۰ مهر ۱۳۸۹
بخشش!

یکی از دوستان صمیمیم که خیلی هم دوستش دارم بعد از چهارسال که ازدواج کرده تازی این ۱۹هم میخواد بره خدمت.

چند روز پیش خودش این خبر رو داد. یه لحظه اومدم بگم آخه اونجا خیلی بهت سخت میگیرن تو چشماش که داشت به عنوان یه آدم با تجربه تر به من نگاه میکرد نگرانی رو که دیدم برگشتم رو به خانومش گفتم اونجا خیلی دوره اما خوب خوش میگذره تو آموزشی…

یادمه زمانی قرار بود به کسانی که زن و بچه دارن معافیت سربازی بدن. آخه خوب گناه داره. خانومش هیچی اون خوش بهش میگذره خونه باباش تا این برگرده اما خودش چی.

بنده خدا ضعیفه میترسم مریض بشه…. :sad:

مملکته داریم؟!

پی نوشت :

چه خوبه که گاهی دوستان از سر تقصیرات هم میگذرن و اشتباهات همدیگه رو نادیده میگیرن

خوب هیشکی بی عیب و ایراد نیست

با گذشت کردنه که میتونیم انتظار کمک و فداکاری دوستان رو داشته باشیم در روز مبادا!

نفوذ

نوشته شده در موضوع عمومي در ۰۷ خرداد ۱۳۸۹

پروژه های کاری جدید باعث شدن که کمتر فرصت نوشتن داشته باشم

خوب یعنی میدونید که چی میگم یه مقدار گاهی اوقات برای نوشتن شرایط خاصی لازمه که گاهی مثل حالا جور نمیشه!

دوستان عزیزم میدونن که بیشتر اوقات تو نت هستم اما خوب بیشتر وقتم صرف پروژه های درحال اجرا میشه مثل پاک سیما و یا اینکه کارای شرکت.

از خبرهای جالبی که این روزا فکرم رو به خودش مشغول کرده یکی از طرح های عمرانی بزرگ این شهر بود که با نفوذ یکی از افراد به ظاهر معروف کاملا کنسل شد. اونم بعد از یک سال و نیم کار مداوم که نه تنها هزینه خیلی زیادی برده بود بلکه باعث مزاحمت عده زیادی از مردم و ترافیک عظیمی به خاطر بسته شدن یک خیابون شده بود.

پروژه یه روگذر/زیرگذر که بعد از بهونه های خنده داری که از طرف میراث فرهنگی گرفته شد بعد از این همه مدت به خاطر یه بنای تاریخی که حدود ۵۰۰ متر با اون فاصله داشت متوقف شد.

خوب در اصل قضیه از این قرار بود که این فرد که زمینش توی طرح قرار گرفته بود و باید ساختومنش رو به شهرداری میفروخت بالاخره بعد از مدتها تونست یه بهونه موجه برای کارش گیر بیاره.

البته انتظار زیادی نمیشه داشت. اینجا ایرانه. هرچیزی امکان داره

اینجا اول خراب میکنن بعد نقشه میکشن که چی بسازن. خوب بعدشم اگر هم نشد که چیزی از دست ندادن. مالیاتی که از من و شما گرفته میشه اینطوری حروم میشه و آخرش هم هیچی. واقعا هیچی

———————–

زیاد حس نوشتن نبود. اما به خاطر دوتا از دوستان خوبم گفتم که چیزی نوشته باشم.

ممنون از اینکه هستین.

راستی سریال لاست ، محبوب ترین سریالی که دیده بودم هم تموم شد. قسمت آخر رو که دیدم احساساتی شدم و رسمن گریه کردم… نمیدونم چی بگم اما احتمالا قسمت آخر رو چندبار نگاه خواهم کرد.

بدون شرح!

نوشته شده در موضوع عمومي در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
بدون شرح!