بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘شخصي’

تولد!

۲۱ خرداد ۱۳۸۹

سلام

نمیدونم برای چندمین باره که دارم اینو توی وبلاگ مینوسم!

اما به هرحال امروز تولدم بود. یکی از روزهای مقدس خودم در زندگی. و همیشه، هر سال و در این روز تصمیم میگیرم که بهتر از سال گذشته باشم. اشتباهات کمتر، دوستان بیشتر، زندگی موفق تر

امیدوارم که تو آخرین سال از دهه سوم زندگیم بتونم موفق بشم.

هرچند که شروعش زیاد خوب نبوده (بدهکاریها، قرض های عقب مونده و…)

خوب البته برای امروز انتظار بیشتری داشتم. شاید یه جشن کوچیک، شاید چندتا ایمیل بیشتر! (جز اونایی که از سایت هایی که عضوشون هستم به طور اتوماتیک ارسال شده!)

و البته این نکته مهم هم باید یادم بمونه که تنها اونایی که امروز رو یادشون بود دوستان واقعی و خوب من هستن.

به داشتنتون افتخار میکنم دوستان خوب و عزیزم :X

و البته تولد وبلاگم رو هم بهش تبریک میگم. هشت ساله شدنت مبارک آسمان نقره ای…

سوسن خانوم!

۲۲ فروردین ۱۳۸۹

چند روزه با هزار زحمت و سلیقه یه قالب خوشگل داشتم واسه وبلاگ طراحی میکردم

از این شکل فعلی خسته شدم

مخصوصا اینکه بعد از اینکه خودم این قالب رو ترجمه کردم و چند ماه بعدش دقیقا همین قالبو دیدم که یه جای دیگه هم ترجمه شده بود و حالم گرفته شد. و این محیط خسته کننده کابرنپسند…

قالب خوشگلم رو که اومدم بذارم رو وبلاگ همه چیز به هم ریخت. از اونور کامنتای خصوصی همه نمایش داده میشدن. از اینور نوشته ها ریخته بود به هم.

در واقع

فکر کنم که من تو این قالب گیر افتادم. نمیدونم واقعا چه میشه کرد

نمیتونم دونه دونه کامنتای خصوصی رو پیدا کنم و بعد مخفیشون کنم.

به قول یارو گفتنی با افزونه ها هم سازگار نمیشن. من که هرچی گشتم نفهمیدم چرا این اتفاق افتاده.

اما اینجا عوض خواهد شد!

————————–

این آهنگ سوسن خانوم رو شنیدید؟ نمیدونم چرا یدفه تب یه آهنگ میفته همه مردم با هم گوش میدن. در موردش فقط یه جمله میتونم بگم :

that is the worst song I ever heard!

سیزده به در؟!

۱۲ فروردین ۱۳۸۹

خوب البته شاید همه خوششون نیاد وقتی که من میگم : از سیزده به  در متنفرم!

آره واقعا از این متنفرم که یه روزم رو با بیرون رفتن صرفا به خاطر خرافات و یا رسم و رسوم حروم کنم

همیشه بیرون رفتن تو این روز باعث میشه فرداش که میخوام برم سرکار تمام استراحتی که تو عید داشتم حروم بشه و اولین روز کاری سال رو با بدترین و توصیف ناشدنی ترین احساسات شروع کنم.

مثل بعضیا که تو غروب آفتاب و یا یه روزای خاصی در هفته دلشون میگیره که البته همش هم زائیده ذهن خودشونه و یا اینکه تو یه فیلم اینو دیدن یا اینکه یه جایی خوندن؛ من روز سیزدهم فروردین اگر خونه نباشم این حس رو دارم.

جالبه با هرکدوم از دوستام که حرف میزنم اکثرا میگن که ۱۳ خونه ایم!

خوب من هم ۱۳ رو خونه میمونم. شاید از صبح تا شب بخوابم. شاید یه مقدار به کارای عقب مونده ای که نقشه انجامشون رو تو عید داشتم برسم اما خوب در آخرش میدونم که نحسی وجود نداره که بخواد دامن من رو در ادامه سال بگیره.

و از اونجایی که من باید همیشه و با همه کس ساز مخالف بزنم. پس خونه میمونم. محققان کشف کردن که ۸۳٫۳ درصد از دزدی های خونه فروردین ماه در روز ۱۳ انجام میشه. خوب حالا بیرون رفتن نحسه یا خونه موندن؟!

—————————————————————

جهت خالی نبودن عریضه! : www.paksima.net رو هم ببینید. از طرح های جدید من!