
یکی دو روز مریضی سخت و تو خونه موندن باعث شد که چندتا فیلم ببینم.
باز هم یه شاهکار دیگه البته بعد از Eternal sunshine of the spotless mind
فیلم ترومن شو یا نمایش ترومن درباره مردیه به اسم ترومن (با هنزنمائی جیم کری) که نشون میده که از اون لحظه اول زندگی برای بازی در یک نقش انتخاب شده. همه چیز خوب پیش میرفت. کار خوب همسایه های خوب، همسر و مادر دوست داشتنی، دوست صمیمی
اما شخصیت درونی ترومن در پی اکتشافه و نمیخواد که محدود باشه. همش میخواد از این فضای یکنواخت خارج بشه اما نمیتونه.
بی اطلاع از اینکه تمام این دنیایی که داره میبینه یه صحنه نمایشه و تمام افردای هم که تو زندگیش هستن بازیگر. و تنها کسی که نمیدونه نقش اصلی این فیلمه خود ترومنه. دوربین ها همه جا کار گذاشته شدن. دکمه لباس همسایه ها. توی رادیوی ماشین…
تمام دنیا سی سال تمومه که این نمایش رو میبینن. جالبه آگهی های بازرگانی هم در زندگی روزمره نمایش داده میشه مثلا وقتی که همسر ترومن میخواد بهش بگه که فلان چیز رو بخور دو ساعت ازش تعریف میکنه.
چندین سال دختری رو که چندبار دیده و عاشقش شده رو در ذهنش مجسم میکنه. هرچند با کس دیگری ازدواج کرده اما هنوز دلش پیش اون دختره. دختری که وقتی که میخواد حقیقت رو به ترومن بگه از دورخارجش میکنن یعنی از بازی توی فیلم کنارش میذارن
ترومن متوجه میشه که همه چیز سعی در نگهداشتن اون در جزیره رو داره. در اوج سی سالگی تصمیم میگیره که بره. اما نه بلیط هواپیما بهش میدن نه خودش میتونه بره تنها راه دریاست که اون هم به خاطر اینکه تو یکی از صحنه های نمایش در ده سالگی به ظاهر پدرش غرق میشه و اون همیشه از آب میترسه.
یه روز دل رو به دریا میزنه و با قایقش فرار میکنه کارگردان از هر وسیله ای استفاده میکنه که اونو نگهداره حتی دستور میده که توی دریا غرقش کنن اما ترومن به آخر دنیا میرسه. یه دیوار که عکس آسمون و ابر روش کشیده شده.

اینجاست که کارگردان شروع میکنه به صحبت کردن و ازش میخواد که برگرده….
از اون فیلماست که تا ابد توی ذهن من خواهد موند.






