نذری ۲

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در ۲۰ دی ۱۳۸۷

سلام.

بابام میگه همه قضیه از ۷۲ سال پیش شروع شد. اون روزا تازه یه رئیس پلیس برای اینجا اومده بود که مردم مثل مردم برره حسابی حالشو گرفتن و جونشو بعد یه مدت به لبش رسوندن.

یه روز تو یه مجلسی میگه : یه بلایی به سر مردم این شهر میارم که تا سال ها تو گل بمونن! محرم اون سال سرهنگ لباس ساده میپوشه و سرتا پا تو گل میفته میگه برای امام حسین باید اینجوری عزاداری کرد.

مردم هم از همه جا بیخبر هر روز به طرفداران این نوع عزاداری اضافه میشن.

حالا بعد از گذشت ۷۲ سال از اون روز مردم اینجا هرسال مخصوصا تو روز عاشورا سراپا تو گل میرن و این مدلی عزاداری می کنن.

این پیر مرد رو ببینین : (برای دیدن با اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید)

این پیرمرد سالهای زیادی از عمرش رو این مدلی عزاداری کرده! من مونده بودم چطور جلو پاش رو میدید؟!

هرسال حوضچه های گل درست میکنن و بعدش هم پای آتیش وایمیستن تا خشک بشن :

صبح عاشورا نفتمون تموم شد و من با یکی از دوستان رفتیم نفت خریدیم. پیرزن نفت فروش بعد از دوساعت ناز کردن در خونه رو باز کرد البته انبار نفت بود ظاهرا! و به نرخ بازار سیاه بهمون فروخت!

این وسط بعضی ها هم در حال شکار لحظه ها بودن که البته خودشون شکار شدن :

خوب مراسم پخش نذری رو ساعت ۱۱ شروع کردیم و در عرض چند دقیقه میتونید حمله و یورش مردم رو ببینید :

آخرش هم حلیم تموم شد و ما موندیم با دیگ های خالی :

فقط نگاه کنین برای من چی نگه داشته بودن :

خبر رسید که توی یکی از خیابونای اصلی هم یه دعوای خونین شده و متاسفانه چندین نفر هم زخمی شدن که ۴ نفر خانوم و ۱۱ نفر مرد بودن با ۲ تا بچه. که یکی از خانوم ها متاسفانه به خاطر شدت جراحات دیروز جون خودش رو از دست داد. و یکی از آقایون هم تا آخر عمر از نعمت دیدن محروم و حال ۳ نفر دیگه از زخمی های هم وخیم گزارش شده.

واقعا این فرهنگ پایین مردم این شهر رو به همه هموطنان تسلیت عرض می کنم. خوشبختم که خودم اصالتم از این شهر نیست که بخوام حالا شرمگین باشم به خاطر این رفتار. دیگه فکر کنم کافی باشه.

منتظر نظراتتون هستم.

محرم

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در ۰۸ دی ۱۳۸۷

میگن این محرم و صفره که اسلام رو زنده نگه داشته

دوباره ماه محرم و ماه عزاداری برای امام حسین شروع شد. اما یه چیزایی هست که من درک نمیکنم. آیا اما حسین گفته که برای عزای من به هر بهونه ای برای مردم مزاحمت ایجاد کنید؟ راه مردم رو ببندید؟

یه تکیه به طول ۵۰ مترو و عرض ۸ متر دقیقا جلوی در شرکت ما زدن، شده محل تجمع یه سری لات و لوت و معتاد و بچه پررو که چیزی جز مزاحمت برای نوامیس مردم و دیگران ندارن. از امروز و فردا هم احتمالا صدای بلندگوهاشون رو زیاد میکنن و مخ ما دیگه تعطیل میشه. انگار نه انگار اینجا پارکینگه!!

روز اول که این تکیه رو دیدیم همه یه استشهاد بلند و بالا نوشتیم و زیرش رو امضا کردیم که بگیم اینا مزاحم کسب و کار ما هستن. اما چند نفری که مسئول اونجا بودن از ما قدرتشون بیشتر بود چرا؟ به قول خلیل جوادی : چون که او ریش دارد و من نه! نه شهرداری و نه ارشاد…

باید تحمل کرد اما چرا؟

حالا الان خوبه دو روز دیگه تاسوعا و عاشورا باید بیای و ببینی چه وضعیه. حوضچه های گل درست میکنن و از در و دیوار گرفته تا زن ها و دخترای مردم رو گلی می کنن. اسمش هم شده عزاداری.

همه اینا به کنار اما مساله اصلی اینه که از این همه آدم تعداد انگشت شماریشون واقعا عزادار هستن.

نوحه خون ها رو که نگو. میرن آهنگ لیلا رو گوش میدن با ریتمش یه نوحه میخونن! و چه دروغا و اغراق هایی که گفته نمیشه در مورد امام…

این پست برای همین امروز و فرداست. خودم رو درگیر این مسائل نمیکنم. اینم چون سر دلم باد کرده بود نوشتم.

لنگه کفش

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در ۲۷ آذر ۱۳۸۷

سلام.

یاد اون آهنگ چاووشی افتادم که میگه :

یه لنگه کفش پاره، بی کس و بی ستاره / افتاده زار و گریون یه گوشه ی خیابون…

تو این عمرش آدم چه چیزا که نمیبینه!

ماجرای لنگه کفش خبرنگار عراقی رو دیگه حتما همه شنیدین .

اما جالب ترین مساله اینه که این لنگه کفش به چه معنی بود؟ (سوال تشریحی کنکور سال ۸۸)

خوب از این سوال میشه نتایج زیادی گرفت اول اینکه این آقا یا واقعا جو گیر شده بوده که این حرکت انتحاری رو انجام داده یا اینکه میخواسته سریع معروف بشه و از زیر بار قرض و قسط های بانکی دربره.

این آقا الان تو زندانه یا نه معلوم نیست اما لنگه کفش از هزار تا شعار بیشتر پیام داشته (البته به نظر اساتیدی که دارن تعبیر و تفسیرش میکنن)

یه آدم احمق پیدا شده که میخواد ۱۰ میلیون دلار این کفش رو بخره. مثلا داشتن این کفش چه فایده ای میتونه داشته باشه؟

یه نظریه دیگه هم میگه که این آقا چند روز قبل از این مصاحبه با شرکت سازنده اون مدل کفش قرارداد بسته و از این به بعد فروش اون شرکت چندبرابر خواهد شد.

نظریات دیگه ای هم میگن که این کفش از طرف تمام جهان اسلام بوده که البته بوش هم به زیبایی جاخالی داد.

انگار بازی هم در این مورد ساخته شده! بازی پرتاب لنگه کفش.

از این به بعد تعابیر و تفاسیر زیادی در این مورد خواهیم شنید :

نمونش : الزیدی واقعا ایران رو دوست داره و ازش حمایت میکنه!

انرژی هسته ای هم به نظر زیدی حق مسلم ماست.

زیدی یکی از موافقان اصلی حقوق بشره!

آقای الزیدی گفته که همیشه خانومش از پودر کیک رشد برای طبخ شیرینی استفاده می کرده (برای همین بوده که این حرکت شیرین رو انجام داده)

هرجوری فکر می کنم میبینم واقعا تعابیر خیلی مضحکانست.

از همینجا از هموطنان عزیز درخواست داریم به جای دور ریختن کفش هاشون اونا رو برای فلسطین ارسال کنن چون از این به بعد به جای قیام انتفاضه قراره قیام جدیدی به نام اکتفاشه ایجاد بشه. هم اکنون نیازمند یاری کفشتان هستیم.