متنفرم!

نوشته شده در موضوع اخلاق, عمومي در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

دیروز طبق معمول برای سرکشی و تنظیم شبکه یکی از ادارات رفته بودم. تو ۴ ساعتی که اونجا بودم از اتاق سرور که طبقه اول بود تا طبقه سوم برای رفع مشکل کامپیوترها بارها بالا و پایین رفتم..

تو یکی از اتاقا یکی از این آقایون ریش بزی نشسته بود دیدم صدام کرد گفت آقای مهندس… گفتم جانم .. گفت این سیستم ها که به ما دادی نه درایو سی دی داره و نه اسپیکر. گفتم خوب روال کار اینطوریه شما میاین اینجا که کار مردم رو راه بندازید احتیاجی هم به این دوتا نیست هر موقع مشکلی داشت خودم رفع میکنم. یارو برگشته میگه خوب میدونید اگه ما اینجا سی دی نوحه بذاریم و گوش بدیم چقدر ثواب داره؟

گفتم : مگه الان محرمی چیزیه؟ گفت نه مگه حتما باید محرم باشه تو هرموقع ما برای امام حسین عزاداری کنیم ثواب داره اصلا من خودم پول اسپیکر و سی دی رامش رو میدم فقط تورو خدا برام نصب کنید.

بهش گفتم دوست عزیز با این کارا به هیچ جایی نمیرسی اگه خیال کردی با این حرفا میتونی رئیستون رو هم قانع کنی کورخوندی فقط کم مونده مردم بیان اینجا و تو براشون از اون نوحه های پاپ بذاری تا بدتر اعصابشون بریزه به هم .

خلاصه اینو میخواستم بگم از این آدما متنفرم که تمام سال انگار باباشون مرده و لباس سیاه تنشونه و ریش بلند میذارن و نوحه گوش میدن. :mrgreen:

از لج این آقا که نه ولی برطبق دستورالعمل که قبلا رعایتش نکرده بودم usb storage تمام کامپیوترها رو هم غیر فعال کردم. نمیدونم این ملت کی میخوان بفهمن کامپیوتر اداره برای کار اداره اورده شده نه برای کار دیگه.

وارونگی

نوشته شده در موضوع اخلاق, ذهن, شخصي, عمومي در ۲۱ فروردین ۱۳۸۸

سلام

خوب از اول این سال میخواستم راجع به این مساله بنویسم اما وقت نشده بود.

از زندگی سال های قبل تجربه های زیادی دارم اما خوب هیچ چیز کامل نبود هیچ وقت اون خود آرمانی خودم نبودم، اون زندگی که دوست داشتم رو نداشتم. منتظربودم مثل این اسطوره های داستان های کمیک یدفه یه اتفاق عجیب و یا ساده بیفته و زندگی من رو از این رو به اون رو کنه.

گذشت و گذشت هرسال نتیجه از پارسال بدتر بود و جوجه ای هم برای آخر پاییز نمیموند!

به خودم گفتم تو خودتی که باید عوض بشی، وگرنه مثل داستان یدفه از یه آدم دست و پا چلفتی و معمولی با مثلا یه نیش عنکبوت اسپایدرمن نمیشی!

این بود که تمام نیروی ذهن خودم رو جمع کردم و تصمیم گرفتم که برعکس اون چیزی که بودم باشم.

اگر قبلا آدم آرومی بودم حالا یه مقدار تهاجمی رفتار کنم، من یه خردادی هستم دوشخصیت جداگانه دارم تا حالا از اولی نتیجه نگرفتم پس بذار اون روی سکه رو هم نشون بدم. اگر قبلا یکی یه سیلی که به یه طرف صورتم میزد اون ور صورتم رو هم میگرفتم تا بزنه حالا کسی دستش رو هم بلند کنه خوارمادرشو به هم پیوند میزنم! یکم مردونه، یکم اون طوری که باید باشه.

اگه تا حالا کسی به خاطر بساز بودن و کم توقعی از من سوء استفاده می کرد حالا دیگه نمیتونه چون باهاش برخورد میشه.

اما یه چیزایی رو نمیشه تغییر داد مثلا همیشه برای دخترم یه بابای خوب میمونم و از قبل باهاش مهربون تر خواهم بود. میخوام براش بهترین بابای دنیا باشم.

اگر تا حالا پول برام بی ارزش بود و به خودم اهمیت نمیدادم از این سال جدید میخوام تو خرج کردن پول سخت گیر باشم و یکم هم به خودم اهمیت بدم. یه مقدار هم خودم رو دوست داشته باشم.

میخوام به ظاهر خودم بیشتر اهمیت بدم به شخصیت خودم احترام بذارم. وقتی که خودم برای خودم ارزش قائل نباشم، دیگران هم به هیچ وجه احترام نمیذارن نه به وجود خودم و نه به اعتقادات و افکارم. تا وقتی خونوادم برام مهم نباشه دیگران هم به اونها اهمیت نمیدن.

کلا امسال از آغاز سال ۸۸ حامد یه حامد دیگه شده. نه اینکه بد شده باشه اما هرچی که هست و خواهد بود مطمئن باشید بهتر و موفق تر از قبل خواهد بود در راه عقیدش میجنگه و در مقابل دشمنان و مخالفان کوتاه نخواهد اومد.

این حرفای من رو به حساب خودشیفتگی نذارید به همه کسایی که تا حالا مثل من موفق نبودن و از زندگی راضی نیستن پیشنهاد میکنم که تغییرات کلی رو انجام بدن و نتیجش رو ببینن

اصلا بیاید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم!

تا نظر دیگران چی باشه…

ذات انسان

نوشته شده در موضوع اخلاق, ذهن, شخصي, عمومي, هاني در ۱۰ فروردین ۱۳۸۸

الان یه چند وقتیه یه مساله ذهن منو به خودش مشغول کرده.

در مورد توانایی های ذاتی و خُلقیات فطری آدم ها. قبول دارم که محیط اطراف و جامعه در تربیت و بار اومدن انسان ها از بچگی تا زمان شکل گرفتن شخصیت و بزرگ شدنشون خیلی موثره اما به نظر من یه چیزایی تو وجود خود آدم هست که هیچ چیزی نمیتونه عوض کنه. چطور بگم حس می کنم بعضی اخلاق ها جدا از تربیت ریشه ارثی دارن!

مثل رنگ چشم که مثلا در دو نسل متوالی به فرزندان انتقال پیدا نمیکنه و بعد مثلا تو نسل سوم دقیقا خودشو نشون میده. فکر کنم اکثرا تو کتاب های زیست شناسی اینو خونده باشیم. حالا حرف من اینه آیا خصوصیات اخلاقی هم شامل این میشه یا نه؟

مثلا بچه ای اخلاق خاصی از خودش بروز میده که هیچ وقت بزرگترها انجم ندادن و بعد کشف میشه شبیه اخلاق پدرجد خدابیامرزش رفتار کرده!!!

این ذهن منو شدید مشغول کرده!

●  شنیدم علی دائی رو دیشب برکنار کردن! این مساله رو به تمام فوتبال دوستان و تمام هموطنان تبریک میگم! با این اوضاع این دوره خبری از جام جهانی نیست. مگه اتفاق خاصی بیفته.
●  چه زود ده روز از سال جدید گذشت. کی گفته هرسال حتما عید باید بری سفر؟ خونه رو عشقه!
● دخترم یه نمه سرما خورده(البته بچه ها همینجورین هی سرما میخورن) خوبه بازم خدا پدر صدا و سیما رو بیامرزه چندتا کارتون داره پخش میکنه این بچه سرگرم بشه!
● از همه دوستانی که در مورد افتخارات من نظر دادن ممنونم. من متعلق به همه شما هستم.