آرشيو دی, ۱۳۸۸

کارناوال محرم!

نوشته شده در موضوع عمومي در ۰۲ دی ۱۳۸۸

چند روزی از ماه محرم گذشته نادانی مردم پایان نداره، امام حسین خوب قربونش برم. لطف کرد. مظلوم بود. اینو همه ما میدونیم. چرا من هرسال اینو مینویسم؟ درسته واقعا این حرکات؟ علم درست میکنن ۲۰۰ کیلو وزنش و یه سری هم جو گیر میرن زیر اونا! از بچگی تا حالا دارم اینو از خودم [...]

نمیتونم رئیس باشم!

نوشته شده در موضوع شخصي در ۰۱ دی ۱۳۸۸

آخه به چه زبونی بگم؟ نمیتونم. نمیتونم دستور بدم. خودت دیگه بدون کار خودت رو انجام بده بعضی آدما برای یه کارایی ساخته نشدن! مثل من. هیچ وقت رئیس خوبی نمیشم چون لازمه ریاست دستور دادنه و من اگر به کسی بخوام بگم کاری رو انجام بده کلی با خواهش و معذرت خواهی میگم و [...]

تحول درونی! و برونی!

نوشته شده در موضوع شخصي در ۲۰ آذر ۱۳۸۸

بعضی وقتا آدم که با خودش میشینه و فکر میکنه به یه نتایجی میرسه! یکی افسرده میشه و دست از زندگی میکشه و یکی دیگه ممکنه امیدوارتر بشه برای ادامه… حالا من تصمیم خودم رو گرفتم. بسه این همه غصه گذشته رو خوردن. هنوز کلی از زندگی باقیه. میخوام همه چیزی رو که از دست [...]