یکی دو روز پیش بود که تو خونه نشسته بودم و بیرون هوا ابری و تاریک بود به شدت! آپارتمان من یه جاییه که پنجره رو که باز کنی به راحتی کوه رو میبینی و البته نزدیک هم هستش. تو این تاریکی هوا و تو این بارون تنها جایی که من از همه بیشتر دوست [...]
« آسمان نقره اي »
اینجا که بیایی آسمان همان رنگ نیست
آرشيو آذر, ۱۳۸۸
Disgusting!
امروز این مریضی منو برد تو یه عالم دیگه بعد از اینکه دیدم دوقسمت دیگه هم از سریالی که جدیدا مشغولشم به اسم True Blood دانلود شده مثل این قحطی زده ها یه قسمت دیدم من عاشق این تیتراژ اولشم مخصوصا اون آهنگ راک اندرول جیس اورِت و بازم مخصوصا این قسمتش که میگه : [...]
Installation…
دیشب بود که به ذهنم رسید یه دستی به سر و روی سایت بکشم! انقد تو مدتهای مدید تو فایلا دستکاری کرده بودم رسمن به همه چی گند زده شده بود و سرعت بالا اومدن افتضاح بود مثل این کامپیوترا هستن که یه مدت که از قدمت ویندوزشون میگذره قاطی میکنن. همه چیز به هم [...]





