آرشيو دی, ۱۳۸۷

محرم

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در ۰۸ دی ۱۳۸۷

میگن این محرم و صفره که اسلام رو زنده نگه داشته دوباره ماه محرم و ماه عزاداری برای امام حسین شروع شد. اما یه چیزایی هست که من درک نمیکنم. آیا اما حسین گفته که برای عزای من به هر بهونه ای برای مردم مزاحمت ایجاد کنید؟ راه مردم رو ببندید؟ یه تکیه به طول [...]

روزمرگی

نوشته شده در موضوع شخصي در ۰۲ دی ۱۳۸۷

یه چند روزه خیلی خستم حسابی دچار روزمرگی شدم دیشب هم یلدا بود و من هم حسابی روحم درگیر بود. خدا رحم کنه این حس اصلا جالب نیست. این احساس از احساسات روح ماورایی من میاد که همیشه پیش بینی یه حادثه ست امروز ظهر یه زلزله خفیف اومد نمیدونم شاید هم منادی خطری بزرگ [...]

دزد

نوشته شده در موضوع داستان, شخصي, عمومي در ۲۸ آذر ۱۳۸۷

سلام. امروز زیاد روز جالبی نبود. بعد از ظهر ماشینمو دزد زده و یه سری چیزو برده. خداروشکر چیز خاصی نبود فقط باید شیشه جدید بندازم. ——- خوب صبح شده، دوباره باید برم دم در وایستم. خسته شدم از این همه زندگی تکراری هر روز وایمیستم دم در تا مردمو دید بزنم! شاید هم اونا [...]