آرشيو آذر, ۱۳۸۲

باز هم…

نوشته شده در موضوع شخصي در ۰۳ آذر ۱۳۸۲

مثل همیشه : سلام… تو چند روز گذشته خیلی سرم شلوغ بود!! دارم برای زندگیم تصمیمای جدید میگیرم! می خوام درس بخونم تا برم دانشگاه و ادامه تحصیل و این جور چیزا! بهتر از اینه که تو خونه بمونم و از این فعالیتای الکی داشته باشم و هر روز هم عاشق یکی بشم و یا [...]

علل تاخیر+یک عشق قدیمی!

نوشته شده در موضوع شخصي در ۲۲ آبان ۱۳۸۲

سلام… باز هم من اومدم ولی اینبار با یه تاخیر تاریخی! این روزا نمی دونم بگم روزای خوب زندگی منه یا بدش؟! اول از همه اینکه کسی که سه سال تموم عاشقش بودم و با یکی دیگه می خواست ازدواج کنه بهم زده! .. عقد کرده بودن.. ولی حالا دیگه هیچی .. یه نگاه به [...]

Returning…

نوشته شده در موضوع شخصي در ۱۰ آبان ۱۳۸۲

سلام… امروز اومدم که یه چیزی بنویسم آخه نمیشه همینجوری وبلاگ رو خالی گذاشت!!!!!!! یه نیمکت تنها یه وبلاگ خاموش یه لحظه یک Connect (!!!) من و وبلاگ در آغوش!!!!!!!!!!! خطاب به وبلاگ : بگو منو کم داری بگو بگو روزی صد تا خواننده داری بگو! بگو تو هم بی قراری یه لحظه آروم نداری [...]