این روزا من این آهنگ رو زیاد گوش میدم. به این علت که خودم علاقه زیادی بهش دارم امروز تصمیم گرفتم تو وبلاگ بذارمش
به این علت که ادبیات آمریکای لاتین (از لحاظ شعر) با ما تفاوت بسیار زیادی داره. ترجمه رو به صورتی انجام دادم که قابل درک باشه :
Si pudiera bajarte una estrella del cielo
lo haria sin pensarlo dos veces
porque te quiero, ay
y hasta un lucero
Y si tuviera el naufragio de un sentimiento
seria un velero en la isla
de tus deseos, de tus deseos
Pero por dentro entiendo que no puedo
y a veces me pierdo…
Cuando me enamoro
a veces desespero,
cuando me enamoro,
cuando menos me lo espero, me enamoro
se detiene el tiempo,
me viene el alma al cuerpo,
sonrio, cuando me enamoro
Si la luna seria tu premio,
yo juraria hacer cualquier cosa,
por ser su dueño, ay, por ser tu dueño
Y si en tus sueños escuchas el llanto
de mis lamentos,
en tus sueños no sigas dormida,
que es verdadero, ay,
no es un sueño, no
Y me alegro que a veces al final
no encuentres un momento, ooh no…
Cuando me enamoro
a veces desespero,
cuando me enamoro,
cuando menos me lo espero, me enamoro
se detiene el tiempo,
me viene el alma al cuerpo,
sonrio, cuando me enamoro
Cuando me enamoro
a veces desespero,
cuando me enamoro,
cuando menos me lo espero, me enamoro
se detiene el tiempo,
me viene el alma al cuerpo, al cuerpo,
sonrio, sonrio, cuando me enamoro
ترجمه (توسط خودم) :
اگر میتوانیستم یک ستاره از آسمان بچینم، بدون شک این کار را (برای تو) انجام میدادم، چون دوستت دارم. و فقط یک ستاره…
و اگر در حال غرق شدن باشم، تنها یک راه نجات (قایقی در کنار جزیره) وجود خواهد داشت و آن احساسات توست…
اما در درون من نمی توانم درک کنم، و گاهی گم می شوم…
وقتی که من عاشق میشوم
گاهی اوقات ناامیدم،
وقتی سقوط کردم،
وقتی که من کمتر انتظارش را داشتم، سقوط کردم(عاشق شدم!)
زمان متوقف شد و من یعنی روح و جسم،
لبخند می زنم در زمان سقوط…
اگر ماه را میخواستی
من قسم می خورم به هر چیزی،
که صاحب آن بشوم، که مال تو بشود، (اما) افسوس…
و اگر در خوابت صدای فریادی میشنوی
از غم های من است،
در رویاهای خودت به خواب نرو، حقیقت است،نه خواب، افسوس…
گاهی اوقات در نهایت یک لحظه هم پیدا نمی شود، اوه… نه…!
وقتی که من عاشق میشوم
گاهی اوقات ناامیدم،
وقتی سقوط کردم،
وقتی که من کمتر انتظارش را داشتم، سقوط کردم(عاشق شدم!)
زمان متوقف شد و من یعنی روح و جسم،
لبخند می زنم در زمان سقوط…
دانلود آهنگ Enrique Iglesias – Cuando Me enamoro






Muy bueno
Gracias
Al parecer, usted es un mejor estado de ánimo en estos días
Besa a tu hija
Tienen una gran noche
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۹۰ ۳:۲۹ ق.ظ:
ممنون مهران جان
اما واقعن نیازی نیست دست به دامن ترنسلتور بشی
من واسه خودم نوشتم
و باز هم یاد آوری میکنم که این منم که دارم زبان تمرین میکنم!
پس به جهت احترام به کسای دیگه ای هم که اینجا میان فارسی بنویس برادر من
اگر بخوام کلن اسپانیش بنویسم میرم یه وبلاگ دیگه میزنم بعد اونجا بیا حاصل دسترنج گوگل رو برام کپی کن!
[پاسخ]
مهران پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳م, ۱۳۹۰ ۷:۳۵ ب.ظ:
من دلیلی نمیبینم که چیزی رو که اهمیتی نداره به رخ کسی بکشم … آخه هر چی فکر میکنم کسی رو نمیتونم پیدا کنم ارزش این رو داشته باشه که احتملا بخوام به واسطه یه چیز بی ارزش براش خودم رو بگیرم … از این حرفت ناراحت نشدم … ولی واقع بین باشیم … تمام داشته های ما (چه ارزشمند و چه بی ارزش) همه حاصل زحمت کسان دیگه ست …
پس جایز نیست جلب توجه کنیم … به قول یکی از دوستان شما بیشتری … ما هم قبول داریم
آدمها موجوداتی هستند با توانایی های متفاوت که هر کسی بنا به نیازش در موردی می تونه بهتر باشه …
اگه حس میکنی که این چیزهایی که سعی میکنی ارائه بدی حسنه من سلیقتو تحسین میکنم ولی اینو بدون که این روحیه جالب نبست …
حالا میتونی این پیام رو پاک کنی … یه انتقاد دوستانه بود …
همه چیز را همگان دانند داداش و اینکه تو چیزی رو میدونی (حتی یه چیز بی اهمیت )دلیل نیست که کسی یا ندونه و یا حق دونستنش رو نداره …
امیدوارم ناراحت نشده باشی …
خواهش میکنم هم برام جوابی ننویس …
[پاسخ]