خانه > شخصي > نمیتونم رئیس باشم!

نمیتونم رئیس باشم!

آخه به چه زبونی بگم؟ نمیتونم. نمیتونم دستور بدم. خودت دیگه بدون کار خودت رو انجام بده

بعضی آدما برای یه کارایی ساخته نشدن! مثل من. هیچ وقت رئیس خوبی نمیشم چون لازمه ریاست دستور دادنه و من اگر به کسی بخوام بگم کاری رو انجام بده کلی با خواهش و معذرت خواهی میگم و موقع گفتن انقد قرمز میشم که همه میفهمن دارم خجالت میکشن.

حالا این برای کسایی که زیر دست من باشن خوبه. دنیا به کام!

چی بگم والا یادمه این همیشه مشکل ساز بوده. زمان خدمت که یه موقع باید به چندتا سرباز تازه وارد مسئولیت هاشون رو محول میکردم هم اینطوری شد. اما خوب اونا فرق داشتن. به محض اینکه باهاشون با احترام برخورد شد پررو شدن و از اون به بعد همه میگفتن این سربازایی که حامد بهشون کار داده! یکی از یکی تنبل تر. چرا؟ چون فکر میکردن واقعا به من دارن لطف میکنن که کار خودشون رو انجام میدن و البته چه اهمیتی داشت؟

اما خوب الان قضیه یه جورایی فرق کرده. کسی تا بهش وظایفش رو نگی کار خودش رو انجام نمیده.

————————————————-

شب یلداتون هم ایشالا که خوش گذشته.

هرچند کلن من زیاد به این چیزا اعتقاد ندارم! ولی برام یه سنت شده و بهش احترام میذارم. از دوستانی هم که چه مستقیم و چه غیر مستقیم تبریک گفتن ممنونم.

در آرزوی یه زمستون پر برف!

————————————

بعد نوشت : شمارش جوجه ها دیشب به پایان رسید. ظاهرا ما جوجه ای نداریم. اما تا جایی که یادمه خودم یدونه جوجه داشتم اما نمیدونم چرا تو شمارش حساب نشده!؟

  1. ۱ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ | #1

    سلام حامد جان ………
    فکر کنم واضح نبود ..به کی دوست نداری دستور بدی ؟؟؟…. خونمون … خونتون … اتاق تمساحا ؟؟؟
    راستش من هم از این حالت خسته شدم ..دوست دارم یکی بهم بگه چیکار کنم … تصمیم گیری همیشه دردسر داره
    یلدات هم مبارک باشه … هر چند

  2. ۲ دی ۱۳۸۸ در ۰۱:۵۴ | #2

    سلام حامد
    داری اعتراف می کنی !!!هاها
    گفتم که اینجا نقشی ریزکه به حرف می ای!!!!!!!
    جوجه ها شمرده شد. !
    جوجه های مرحوم منتظری از همه بیشتر بود.
    فیلتر شکنم از کار افتاده. فک کنم اینها را خودشون می فروشند. هر وقت به صلاح نباشه خرابش می کنند!
    آن هیچی انقدر سرعت اینترنت پایینه که لینک دانی بالا نمی اید ! کلا

  3. ۲ دی ۱۳۸۸ در ۲۱:۳۷ | #3

    حامد عزیزم فعلا که ایران یه پادگان بزرگ شده و …. حامد جان زمستان با همه ناگفته هاش همینجا کنار تو نشست.امیدوارم گم شده هاتو پیدا کنی…اینجور که پیداست جوجه های خیلی ها گم شده…

  4. ۲۴ دی ۱۳۸۸ در ۱۷:۰۳ | #4

    در مورد این پست پایینی بگم که فقط ایول

  1. بدون بازتاب