یه چند روز نبودم ببین ملت چه کردن!
جاداره که از همینجا از تمامی دوستان که در این چند روز گذشته نگران من بودن و با کامنت و ایمیل و اس ام اس و نامه و کارت پستال و از این دست کوفت و زهرمارها نگرانی خودشون رو اعلام کردن و حال منو پرسیدن تشکر کنم. تازه فهمیدم که هیییییییییییییییشششششششششششششششششکی منو دوس نداره.
در اول پست خطاب به اون دوستی که با جستجوی واژه : “من دوسش دارم ولی اون نمیدونم” به اینجا رسیده باید بگم که تا ازش نپرسی به نتیجه نمیرسی اینجا دنبالش نگرد.
چند روزیه درگیر کار و بار شدم خیلی سرم شلوغه الان هم نمیدونم چی شده که ساعت ۳ شب نوشتنم اومد.
چند روزپیش تو وبلاگ آقای زیپ و خانوم زیزاگ مطلبی در مورد مقایسه عشق و دوست داشتن خوندم که دلم میخواد در موردش بنویسم.
تو جامعه ما در حال حاظر به خاطر جو موجود و محدودیت های ایجاد شده و درعین حال نیاز قشر جوون جامعه به ارتباط با جنس مخالف به طور محسوس شاهد دوستی های خیابونی و دلبستگی هایی هستیم که به تعبیر بعضی ها دوست داشتن و به قول بعضی ها وابستگی هستش.
من به شخصه به هیچ وجه به دوست داشتن و عشق و این حرفا معتقد نیستم که البته این هم ثمره تجریباتیه که برای اونا بهای سنگینی دادم.
شاید برای خیلی از شما پیش اومده باشه که با کسی حالا تو خیابون و یا تو محل کارو یا به شیوه های تصادفی آشنا بشید. هیچ کس منکر دوستی ها نیست.
اما به نظر من اکثر عشق علاقه هایی که الان وجود داره تمامش یک نوع وابستگیه. به این صورت که یکی یا هردوطرف بعد از مدتی دوستی و صحبت کردن به این دلیل که تو دوستیشون تمام رازها و حرفای دلشون رو میزنن و به قولی عقده ها رو خالی میکنن بعد مدتی حس میکنن که این فرد باید تا همیشه باهاشون باشه و جز اون نمیشه به کس دیگه ای تکیه کرد. در واقع در پس این رابطه هیچ علاقه خاصی هم وجود نداره.
تمام این دلبستگی ها برمیگرده به اینکه بچه نه به والدین و نه به خواهر و برادر خودش اونقدر اعتماد نداره و تا اون حدی دوست نیستن که بینشون نگفته ای باقی نمونده باشه.
البته مهم ترین موضوع تو زندگی همه ما یه برهه خاص از زندگیه که اسمش بلوغ هست
تو این دوران اکثرا فرد به همه دوروبری هاش بی اعتماده و دنبال یه سنگ صبور میگرده. در نیمی از موارد یه دوست خوب و البته همجنس میتونه کمک کنه. ولی در نیمی از موارد مشابه یه دوست غیر همجنس این نقش رو ایفا میکنه و البته اکثرا این رابطه متقابل میشه.
ذات انسان با وابستگی عجین شده! مثلا شما فکر کن یه صندلی رو مدتها تو خونه داریو گاهی اوقات حدیث نفست رو خطاب به اون میگی. بعد از مدتی این صندلی یه جزئی از زندگی میشه و جدا شدن و دل بریدن هم از اون سخت.
حالا گذشته از تمام این حرفا منظور اصلی من اینه که اینجور علاقه ها هیچ پایه و اساس خاصی هم ندارن و حداکثر در یکی دوماه میتونن فراموش بشن.
اما در مقابل گاهی این دوستی ها به این شکل هم نیستن مثلا دونفر مدتی با هم دوستن و بعد بدون اینکه زیاد عاطفی بشن از هم جدا میشن. اما یاد و خاطره طرف مقابل تا سالها همراهشون میمونه. این نوع دلبستگی به نظر من به دوست داشتن شباهتش بیشتره
اصولا زمانی بود که به عشق در نگاه اول خیلی اعتقاد داشتم. اما از دیگاه روانشناسی که بهش نگاه میکنم میبینم که اون عشق ها در واقع زائیده افکار خود آدم هستش.
شاید همه ما بتونیم از چشمای یه نفر بفهمیم که راست میگه یا دروغ. اما مطمئنن از شمای یه آدم نمیشه تشخیص داد که میشه یه عمر باهاش زندگی کرد.
میدونم زیاد پست پرباری نبود. اما خصوصیت من اینه که هرچی تو ذهنم باشه بدون ویرایش و فکر کردن مستقیما تبدیل به نوشته میکنم. امیدوارم از نظرات و تجربیات شما در این زمینه بتونم استفاده کنم.
پست مرتبط : اعتقاد
——————-
پانوشت : به سلامتی لاست هم تموم شد. حالا نمیدونم چطوری تا ۶ ماه دیگه صبر کنم تا فصل ۶ پخش بشه. باید برم تو کار سریال های دیگه!






سلام برادر!
قدیما که اینقده بی معرفت نبودی ولا
یاد قدیما بخیر
حالا من که “یه نگاه به کامنت دونی پست قبلت بنداز” احوالات شما رو جویا شدیدم
هر پستی هم که گذاشتی خوندیم
بحث دوست داشتن و هیشکی و…. نکن
که خودت ماشالله ماشالله اند معرفتی ولا
کجایی معلوم هست؟
فکر کنم ۲۰تا پست گذاشتم و هیچ رد پائی از حامد اقا نیست :cry:
[پاسخ]
صد درصد با نوشته هات موافقم …
[پاسخ]
نمی دونم برام چنین چیزی پیش نیومده.
من چند روز پیش کم مونده بود تصادف شدیدی کنم گاهی اوقات فکر می کنم اگر بمیرم چی می شه؟
اینجا اسمش دنیای مجازی هست به قول یکی از دوستانم وقتی افرادی که باهات صمیمی اند رفتارشون اینطوری باشه از دوستان ندیده نشناخته انتظاری نمی ره.
ولی همینم که میان از وقتشون میذارن ومطلبم رو می خونند ونظر میدند برام کافیه به این چیزها فکر نمی کنم.
به هر حال همه با زندگی سرگرمم وهرکسی یک گرفتاری داره.
[پاسخ]
سلام حامد بسیار حلال زاده
دیشب داشتم راجع به نبودنت با دوستی صحبت می کردم . فک کردم افسردگی بعد از آن داستان باید به سراغت آمده باشد. از دیروز اینتر نتم قطع بود. امروز هم که دیدم آمدی. خوب پستت را بعدا می خوانم و نظر می دهم. در اولین فرصت.
[پاسخ]
سلام … برات واقعا متاسفم که الان تازه فهمیدی هیشششششکی تو رو دوس نداره :mrgreen:
شوخی کردم ..درباره علاقه مند شدن و عادت کاملا باهات موافقم .. اگه یادت باشه قبلا هم اینو گفته بودم … ما عادت کردیم که عادت بکنیم … عشق یه چیزی مث کشک و دوغه … :arrow: :arrow: :arrow:
دارم می آپم … هر چند
[پاسخ]
به هیچی فکر نکن … دنیا میگذره
[پاسخ]
سلام
خوبی ؟ امید وارم که اینطور باشه
وب جالبی داری با مطالب جالب و محتوای
همیشه سر سبز
[پاسخ]
اتفاقاً به نظرم یکی از پستهای خوب اخیر شما بود .
در حالت کلی با شما موافقم ، غیر از یه ریزهکاریةای کوچولو .
خوش به حالتون . تنها چیزی که از لاست میدونم اسم سریاله و نه چیز دیگه :))
[پاسخ]