حدود ۲ سال پیش بود که همراه شرکت های دیگه قرار گذاشتیم یه نمایشگاه یک هفته ای راه بندازیم.
پایه گذار نمایشگاه هم یکی از دوستان دست و پا چلفتی ما بود که البته بیشتر برای اینکه از این نمایشگاه بتونه پولی دربیاره اقدام به راه اندازیش کرده بود و چون دستش هم از همه تنگ تر بود آن چنان جنسی هم برای نمایش نداشت
در عوض ما حدود ۲۰ میلیون تومن اقلام، حالا از مونیتور گرفته تا لپ تاپ های پیشرفته و لوازم جانبی کامپیوتر با خودمون برده بودیم.
ما اصرار داشتیم که حتما یه پلیس رو اجیر کنیم برای نگهبانی، اما این دوستمون هی دست دست میکرد و پشت گوش مینداخت.
صبح روز سوم وقتی دوباره رفتیم نمایشگاه رو باز کنیم دیدیم که جا تره و بچه نیست. همه جنسای گرون ما رو برده بودن. یه کابوس بود.
انگشت اتهام همه به سمت این دوست عزیز ما نشونه رفت چون همه جنساش سرجاش بود و بعد شکایت همکاران و آگاهی و…
تو آگاهی تا جایی که جا داشت اونو زده بودن. البته ما خبر نداشتیم تا اینکه بعد از دوروز دوستمون اعراف کرد که همه دزدی ها کار خودش بوده. حتی جای جنسا رو هم اعلام کرد و وقتی با پلیس رفتیم یه سری خرت و پرت پیدا شد که البته مال خود بی نواش بود.
یه هفته ای گذشت اتفاقی یکی از جنسایی رو که فقط ما میتونستیم داشته باشیم رو از یه آقایی تو خیابون گرفتن و خیلی زود بقیه هم پیدا شدن.
دیروز که اعترافات ابطحی رو میدیدم یاد همین جریان افتادم که این سلول انفرادی و کتک زدن ها آدم رو به اعتراف همه چیز مجبور میکنه.
—————-
یادمه دوران خدمت درس حفاظت اطلاعات داشتیم.
مربی داشت توضیح میداد که اگر گرفتار دشمن شدید حتی تا حدمرگ هم که کتک خوردید نباید چیزی رو بازگو کنید. اطلاعات غلط بدید تا دشمن گمراه بشه.
یکی از بچه ها دستش رو بلند کرد و گفت :« آقا ما تا سیلی اولو بخوریم همه چیز رو لو میدیم. به اندازه تموم شدن یه خودکار بیک هم اعتراف مینویسیم! »
بچه ها انقدر اونروز خندیدن که نگو. البته تنبیه برای همه هم بعدش داشتیم!!!
تو دین اسلام هم میگه اگر تهدید به مرگ و یا آسیب شدی میتونی هرکاری رو که میگن انجام بدی. چون جون انسان از این چیزا خیلی مهمتره.
——————
به امید آزادی ابطحی عزیز. به قول یکی از دوستان از دیروز که عکسش رو دیدم تا حالا انگار یکی با پوتین رو قفسه سینم رفته و نمیتونم درست نفس بکشم






آفرین خوب نوشتی، به امید آزادیش. . .
[پاسخ]
خیلی موافق نیستم آقا حامد . شاید یه پست در موردش نوشتم .
[پاسخ]
سلام حامد جان
با دیدگاه من و سیاست که آگاهی می دونی ولی نمی دونم چرا از وقتی این عکسها رو دیدم حس خوبی ندارم
البته من از روز اول هم نه از ابطحی چیزی می دونستم و نه الان می دونم ولی احساس کردم یسری متن تیتر وار گفته شده و تکرار و بازم بقولی به من ربطی نداشت
در کل می دونم روزهای سختی داری امیدوارم سلامت باشی
[پاسخ]
اون روز نمایشگاه رو یادم میاد … بیچاره به جرم نکرده اعتراف کرده بود :wink:
روزهای سختی داره میگذره .. یکمی احساس سنگینی میکنم … حس خوبی ندارم …
شب میام پیشت … حالم خوب نیست
[پاسخ]
فقط نگاه میکنم
فقط نگاه میکنم
به یاد تو
شبو پر از
خورشید و ماه میکنم
فقط نگاه میکنم
[پاسخ]
چه سرباز صادق و دل پاکی بوده خدایی!!!دمش گرم….
خوبی خوشی روبراهی آیا؟؟؟؟
[پاسخ]
سلام. . .
من هر روز به وبلاگتون سر میزنم
دست نوشته هاتون رو دوست دارم
امروز لینکتون کردم تا یادم نره هر روز بیام
اگه خاستین منو لینک کنید
دوستان منو با نام دانلود عکس می شناسن . . .
فعلا
[پاسخ]
واسه همین چیزاست که ازت خوشم میاد . . .
فکر کنم منو بیش از ۲۰۰ جا لینک کردن اما هیچ کدوم این حرفو نزده بودن !!!
خیلی چسبید.%
حالا این شرطا چیه . . .
منتظرم
در ضمن یه پارتی بازی هم بکنیم دیگه . حالا که شما شرط و شروط داری منم بگم که دایی آیلین و برادر آهو هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[پاسخ]
سلام آقا حامد خوبین؟میدونین ۱۸ کیلو که میگن کم نیست ها!!!بیچاره دلم کباب شد من هم بودم به قول اون دوست دوران سربازی شما یه سیلی که سهله با یه نگاه غضبناک اندازه شاهنامه اعتراف میکردم!(میبینم که داداشم هم میخواد از بند پ استفاده کنه! :lol: شما راحت باشین! :wink:
[پاسخ]
سلام، کجایی مهربون؟
[پاسخ]
سرعت اینترنت مجانی کره ۵۰۰ برابر سرعت اینترنت پولی ایرانه حامد جون
http://www.khabaronline.ir/news-14275.aspx
رفاه ملی … امنیت اجتماعی … کلا خوشیم بابا … دنیا به کامه
[پاسخ]
سلام دوست قدیمی
کجایی شما
حالا من سفر بودم افتاب سوخته و ذغالی رنگ برگشتم شما کجایی
لاست به کچا رسیده ؟
من ۱۰۳ قسمت رو دیدم
حالا جدای قضیه سرنوشت که ادم تو این سریال باهاش درگیره
من هر وقت این سریال رو می بینم احساس شلخته گی بهم دست میده اینکه ادم وقتی نمیدونه ده دقیقه دیگه کجاست وچه اتفاقی براش می افته چه اهمیت داره که همه چی مرتب باشه و منظم
در لحظه بودن این سریال منو عجیب به سمت خودش میکشونه
شما چظور؟ :shock:
[پاسخ]
بابا باشه لینکمون نکن . . . خب بیا آپتو بکن . . . ۱سال گذشت !!!!
[پاسخ]