خانه > شخصي, عمومي > آهنگ

آهنگ

سلام

این یکی دو روزه هرجایی که میرم حرف شده حرف ساسی مانکن و کروبی و این شایعات جدید.

به قول شاعر : دل من قفل شده و معطل یه کلیده / یکی اونو دزدید و رفت بگو بینم اونو کی دیده!

من زیاد حس طنز ندارم یعنی این اوضاع لعنتی اصلا اجازه نمیده که بخوام طناز باشم. بگذریم مسائل شخصی خودم به جهنم. آخرش من هرچی که فکر میکنم با هیچ کدوم از کاندیدها نمیتونم کنار بیام. والا روی خاتمی رو نمیشه زمین انداخت اما حالا ساسی هم گیر داده که بیا به این رای بده. خوب یادمه یه زمانی تو ماشین فقط ساسی مانکن گوش میدادم! کلی با هم خندیدیم اما خوب هرچی رو میندازه نمیتونم با کاندیداش کنار بیام.

انقد درگیر کار و مسائل شخصی هستم که نمیتونم به این انتخابات فکر کنم به عبارتی : اصلا اون دور و برا آنتن نمیدم.

پریشبا داشتم میومدم خونه تو تاکسی یه پسره جوون راننده بود یه آهنگ از این رپ های خفن گذاشته بود که البته تا مقدار زیادی هم بی ناموسی میخوندن. انقد صدای یه دختر با اصوات زیبا تو این آهنگ بود که عرق شرم بر پیشانیمون نشست فقط یه قسمتشو میگم که میگفت  : بیا بغلم یکم باهام ب.لاس امشب اینا واویلاست. بعد هم اون صداهه.

بگذریم پسره هم جو گیر شده بود تو این مسیر نیم ساعته این آهنگ رو گذاشته بود رو تکرار. دیگه دیدم سبکیه بیام بگم این چیه گوش میدی هیچی نگفتم. چه خواننده هایی داریم ما! عشق آقای راننده هایی داریم ما!

بی خوای زده به سرم. البته فکر خیال هم به اندازه خودش. امشب که اومدم دخترکم همش خواب بود نشد یه بازیی با هم بکنیم اگر خواب نبود الان منو خوابونده بود! چند شب پیش چند تا گل آفتابگردون مصنوعی از گلدون کنده بود پتو رو تا نصفه کشیده بود روشون و به ترتیب کتکشون میزد و میگفت : بخخخخوووووووووااااااابببببببب! بعدش هم این برنامه رو برای من اجرا کرد و آخرش به زور منو خوابوند.

اگه این شیرین کاری های بچه هم نباشه دیگه دلخوشی نمیمونه. بازم خدا رو شکر.

  1. ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۴ | #1

    به به به به میبینم که اول شدممممممممممممممممممممممممم. :yoho: :yoho: :yoho: :lol:

  2. ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۷ | #2

    وایییییییییی چقدر اینقدر همه بی حوصله اند، منم خیلی بی حوصله ام البته چون سرما خوردم وحشتناک، سرماخوردگیم به حدیه که از پشت تلفن همه رو مبتلا میکنم. :lol: دیشب گریه ام گرفت به همسرم میگم خسته شدم اینقدر مریضم بعد با گریه خوابم برد. صبح که بلند شدم از خواب خدارو شکر گوش شیطون کر بهتر بودم :smile: …
    وای خدا این عسل تو چه کارای بامزه ای میکنه، چندتا از عکسای جدیدش رو بزار ببینم این عسل تو چه شکلی شده. حتما ببوسش. :shock: ( برای عسل بود )
    مراقب خودت و قلب مهربونت باش

  3. ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۷ | #3

    راستی یادم رفت بگم، بابا بیخیال انتخابات :lol:

  4. ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۸ | #4

    سلام حامد از زحمات دیشبت بی اندازه سپاسگذارم . امید وارم که همیشه بسیار موفق و شاد باشی.

  5. ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۰۳:۵۱ | #5

    به هر حال بچه این جور خوابوندن گل رو الگو برداری کرده دیگه . شما یه مرور کن ببین این‌جور تا حالا نخوابوندی کوچولوتون رو ؟

    جواب : من که نه اما خانمم خیلی بدرفتاریا میکنه با بچه که البته من کاملا مخالفم

  6. ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ | #6

    با اون صداهه خیلی حال کردیم ما … :fr:

  1. بدون بازتاب