خانه > اخلاق, عمومي > متنفرم!

متنفرم!

دیروز طبق معمول برای سرکشی و تنظیم شبکه یکی از ادارات رفته بودم. تو ۴ ساعتی که اونجا بودم از اتاق سرور که طبقه اول بود تا طبقه سوم برای رفع مشکل کامپیوترها بارها بالا و پایین رفتم..

تو یکی از اتاقا یکی از این آقایون ریش بزی نشسته بود دیدم صدام کرد گفت آقای مهندس… گفتم جانم .. گفت این سیستم ها که به ما دادی نه درایو سی دی داره و نه اسپیکر. گفتم خوب روال کار اینطوریه شما میاین اینجا که کار مردم رو راه بندازید احتیاجی هم به این دوتا نیست هر موقع مشکلی داشت خودم رفع میکنم. یارو برگشته میگه خوب میدونید اگه ما اینجا سی دی نوحه بذاریم و گوش بدیم چقدر ثواب داره؟

گفتم : مگه الان محرمی چیزیه؟ گفت نه مگه حتما باید محرم باشه تو هرموقع ما برای امام حسین عزاداری کنیم ثواب داره اصلا من خودم پول اسپیکر و سی دی رامش رو میدم فقط تورو خدا برام نصب کنید.

بهش گفتم دوست عزیز با این کارا به هیچ جایی نمیرسی اگه خیال کردی با این حرفا میتونی رئیستون رو هم قانع کنی کورخوندی فقط کم مونده مردم بیان اینجا و تو براشون از اون نوحه های پاپ بذاری تا بدتر اعصابشون بریزه به هم .

خلاصه اینو میخواستم بگم از این آدما متنفرم که تمام سال انگار باباشون مرده و لباس سیاه تنشونه و ریش بلند میذارن و نوحه گوش میدن. :mrgreen:

از لج این آقا که نه ولی برطبق دستورالعمل که قبلا رعایتش نکرده بودم usb storage تمام کامپیوترها رو هم غیر فعال کردم. نمیدونم این ملت کی میخوان بفهمن کامپیوتر اداره برای کار اداره اورده شده نه برای کار دیگه.

  1. ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۲۲:۳۰ | #1

    سلام حامد رامش باریک الله از دیشب دارم لینک هامو گوگلی می کنم. اصلا الان که این کامنت را می نویسم نمی دانم کجام لیت را نوشتم لینکها را اضافه کردم اسمهاش را نوشتم نمی توانم شیر کنم باید حوصله کنم. بحوانم عجب کار زمان بری .
    همیشه شاد باشی. راستی شیک شدم گوگلی خواندمت

  2. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۰۰:۴۲ | #2

    لااقل براشون دو تا بازی می زدین ثواب داشت ها ! در راه خدا!!!

  3. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۰۳:۲۱ | #3

    سلام.
    نمیدونم از کجا شروع کنم ..
    سخته گفتنش ..
    اما دارم عزمم رو جزم می کنم که بگم ..
    اره می تونم ..
    یه سوال داشتم ؟ بگم ؟
    واای خدای من چه سخته گفتنش اما راهی که باید رفت !
    اقا چطور می تونم وبلاگ رو گوگل ریدری کنم ؟! از کجا باید شروع کنم ؟! دوست دارم پست های وبلاگ های مد نظر رو ترو تازه بخونم !

  4. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۶ | #4

    سلاممممممم…. حامد جان خیلی سخت میگیری بخدا. خب اون بنده خداها چه گناهی کردن که از صبح تا شب به سکوت اون دفتر گوش بدن، خب دلش میخواد فیلم نگاه کنه، میخواد موسیقی گوش بده، اصلا دلش میخواد عزاداری باباشو ببینه به من و تو اصلا ربطی نداره. ببین مهربون توی شرکتها و اداره های بزرگ این چیزا رعایت نمیشه و روحیه کاری نیست چه برسه به ادارات کوچیک یا توی شهرستانها.
    اگر اینجوری باشه باید برای تموم شرکتها و ادارات این موضوع رعایت بشه، کی کار میکنه! اگر هر کسی وظیفه اصلیش رو انجام میداد الان وضع ما خیلی بهتر از این بود.
    من خودم هم کارمندم با روحیه کاری، وجدان کاری، اینکه کسی معطل نشه، کارها همه انجام بشه، طرف برای یه امضاء دو هفته هی نره و بیاد ولی بهم یاد دادن که این وجدان کاری به درد خودت میخوره اونجوری که ما میخوایم باید کار کنی!
    بگذریم سخت نگیر مهربون، تونستی کار اونا رو هم راه بنداز :smile:

  1. بدون بازتاب