سلام
بی مقدمه، بدون حرف اضافه (!!!) عیدتون مبارک باشه.
امروز اول فروردین هست
تا لنگ ظهر خوب بودم (منظورم ۹:۳۰ صبحه)
فکرشو بکنید : دیروز ساعت ۳ بعدازظهر زمستون بود و ۳ و ۱۵ دقیقه دیگه وارد بهار شده بودیم!
حال و هوای زمستونی دیروزم سوا از نوشته های رو تقویم امروز کلی تغییر کرده.
چه حس خوبی دارم. اونم با این گنجشکی که بغل دستم کنار پنجره نشسته و داره میخونه.
کسی رو نمیشناسم که از این روزها بدش بیاد! البته ظاهرا کسانی هم که مخالف شدید جشن نوروز و عید بودن وجود داشته مثل امام محمد غزالی که تو کتاب کیمیای سعادت معروف خودش با این رسم مخالفت کرده!
راستی به سلامتی فرندفید هم فـــیــلتر شد!
شنیدم مترو تهران امروز رایگان سرویس میده! یاد زمان خدمت افتادم که همیشه و ۹۰ درصد موارد مترو ازم بلیط نمیخواستن و محض اطمینان تو جیبم داشتم . چه دوران خوبی بود.
این دختره شیطون دیروز که من فراموش کردن بودم از سفره هفت سین عکس بگیرم حسابی شیطونی هاش گل کرده بود. جوری که لحظه سال تحویل همش در حال جیغ زدن و کشیدن موهای من بود
آخر سر هم وقتی بازی هاش تموم شد همه هفت سینمون رو تا جایی که میتونست خورد :
تو عکس هم ظرف های خالی معلومه سیب و سنجد رو که اول از همه خورد، سکه ها رو گذاشت توی جیبش! ساعت رو به طرف من پرتاب کرد! شکلات و شیرینی و آجیل ها رو هم به همون صورت نمیدونم چجوری خوردشون! اینا رو هم دیگه جا نداشت! فکر کنم الان که از خواب بلندشه ماهی و سبزه و تخم مرغ ها رو هم بخوره. سرکه رو هم ناگفته نماند قصد نوشیدنش رو داشت که نتونست! و ریختش رو زمین. سمنو هم زیاد به مزاج خانوم خوش نیومد!
قربون دخترم برم ماشالله این شیرین کاریاش خیلی قشنگه.
خوب بابا اینا که اینجا نیستن و رفتن تهران به پدربزرگ سر بزنن. ما هم فکر نمی کنم جای خاصی برای عید دیدنی رفتن داشته باشیم.
** پ. ن :
۱٫ این قیلطرینگ هم دیگه خیلی مسخره شده، اسم دخترم هانی رو که به انگلیسی برای نام عکس نوشته بودم قیلطر کرده بود! آخه مگه هانی چیش بده؟
۲٫مرد دوهزار چهره رو هم حتما ببینید خیلی باحال شده!





